توضیحات
کتاب گوش به زنگی در حیوانات (به روایت دکتر مکری)
در مطالعه رفتارشناسی جانوری (Ethology)، مفهومی بنیادی به نام «گوشبهزنگی» (Vigilance) وجود دارد. حیوانات در طبیعت دائماً با یک دوراهی حیاتی روبهرو هستند: چقدر از زمان خود را صرف غذا خوردن کنند و چقدر را صرف اسکن کردن محیط برای یافتن شکارچیان؟ کتابها و مقالات مرتبط با گوشبهزنگی در حیوانات به ما نشان میدهند که چگونه مغز برای بقا، دائماً در حالت هشدار و جستجوی محرکهای محیطی تنظیم شده است. اما این مفهوم بیولوژیکی چه ارتباطی به انسان مدرن و گوشیهای هوشمند دارد؟
۱. مکانیزم گوشبهزنگی: بقا در ازای اضطراب
در حیوانات، گوشبهزنگی به معنای قطع کردن فعالیتهای روزمره (مثل چرا کردن) برای بالا آوردن سر و بررسی محیط است. هرچه حیوان احساس خطر بیشتری کند، نرخ گوشبهزنگی او بالاتر میرود. این یک مکانیسم تکاملی برای بقاست. در گلهها، پدیدهای به نام «اثر اندازه گروه» وجود دارد؛ جایی که حیوانات با تکیه بر گوشبهزنگی دیگران، کمی به خود استراحت میدهند.
۲. انسان مدرن و «گوشبهزنگی دیجیتال»
ما نیز به عنوان انسان، وارث همین مغز و همین مدارهای عصبی هستیم. با این تفاوت که امروز در دشتهای ساوانا زندگی نمیکنیم که نگران حمله شیرها باشیم. شکارچیان مدرن ما، نوتیفیکیشنها، اخبار فوری و پیامهای شبکههای اجتماعی هستند.
در فلسفه تکنولوژی و نقد رسانه، ما با پدیدهای به نام گوشبهزنگی دیجیتال (Digital Vigilance) مواجهیم. ما دائماً در حال «اسکن کردن» محیط مجازی خود هستیم:
- آیا کسی پست مرا لایک کرد؟
- آیا خبر جدیدی در توییتر منتشر شده است؟
- آیا پیامی در واتساپ دارم؟
۳. اقتصاد توجه و هک کردن غریزه
پلتفرمهای اجتماعی دقیقاً همین غریزه حیوانی (گوشبهزنگی برای بقا و موقعیت اجتماعی) را هدف گرفتهاند. طراحی الگوریتمها و نوتیفیکیشنها به گونهای است که مغز ما احساس میکند اگر محیط دیجیتال را اسکن نکند (FOMO یا ترس از دست دادن)، از گله طرد میشود یا تهدیدی را نادیده میگیرد. در واقع، تکنولوژی مدرن در حال استخراج و استثمار غریزه «گوشبهزنگی» ماست.
۴. شکلگیری عادات و خستگی شناختی
همانطور که یک گوزن نمیتواند همزمان هم با آرامش غذا بخورد و هم دائماً مراقب شکارچی باشد، انسان نیز نمیتواند در حالت گوشبهزنگیِ مداوم دیجیتال، تمرکز عمیق (Deep Work) داشته باشد. این بررسیهای مداوم و چک کردنهای بیاختیار گوشی، عاداتی را در ما شکل دادهاند که نتیجه آن، خستگی شناختی، اضطراب پنهان و از دست رفتن توانایی تفکر عمیق است. مکلوهان معتقد بود که رسانه، امتداد حواس انسان است؛ امروز گوشیهای هوشمند به امتداد سیستم هشداردهنده و گوشبهزنگی ما تبدیل شدهاند.
مطالعه گوشبهزنگی در حیوانات به ما یادآوری میکند که رفتارهای ما در فضای آنلاین، ریشه در عمیقترین غرایز بقای ما دارند. برای بازپسگیری عاملیت خود در برابر رسانههای نوین، باید ابتدا بپذیریم که مغز ما برای این حجم از «هشدار» و «اسکن کردن محیط» طراحی نشده است. شاید وقت آن رسیده باشد که مانند حیواناتی که به پناهگاهی امن میرسند، برای دقایقی سیستم هشدار خود را خاموش کنیم و به ذهنمان اجازه استراحت بدهیم.

کتاب گوش به زنگی در حیوانات (به روایت دکتر مکری)
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.