توضیحات
منشأ خوشبختی
منشأ خوشبختی: علمِ رضایت از زندگی» (*The Origins of Happiness: The Science of Well-Being over the Life Course*) نوشته اندرو کلارک (Andrew E. Clark) و سه اقتصاددان و پژوهشگر برجسته دیگر (ریچارد لیارد، سارا فلش و جورج وارد) است که در سال ۲۰۱۸ توسط انتشارات دانشگاه پرینستون منتشر شد.
این کتاب برخلاف کتابهای انگیزشی و زرد، یک پژوهش علمی و آماری بسیار گسترده است که زندگی بیش از ۱۰۰ هزار نفر را در کشورهای مختلف از دوران کودکی تا بزرگسالی زیر ذرهبین قرار داده تا ببیند واقعاً چه عواملی باعث خوشبختی و رضایت درونی انسان میشوند.
مهمترین یافتهها و پیامهای کتاب:
۱. پول و درآمد چقدر خوشبختی میآورد؟ (خیلی کمتر از آنچه فکر میکنیم!)
نویسندگان نشان میدهند که فقر و بیکاری بهشدت باعث رنج میشوند، اما به محض برطرف شدن نیازهای اولیه، افزایش درآمد فقط حدود ۱ تا ۲ درصد از تغییرات میزان رضایت از زندگی افراد را توضیح میدهد. دلیلش هم «مقایسه اجتماعی» و «عادت کردن» است؛ وقتی درآمد شما بالا میرود، توقعتان هم بالا میرود و خودتان را با افراد ثروتمندتر مقایسه میکنید.
۲. دو ستون اصلی خوشبختی در بزرگسالی چیست؟
بر اساس دادههای این کتاب، دو عامل بیشترین اثر را روی رضایت یا عدم رضایت از زندگی دارند:
سلامت روان (Mental Health):بزرگترین عامل بدبختی در جهان امروز نه فقر مالی، بلکه افسردگی و اضطراب درماننشده است. درمان افسردگی و اضطراب، خیلی بیشتر از رفع فقر مالی به خوشبختی انسانها کمک میکند.
روابط عاطفی و شریک زندگی:داشتن یک شریک عاطفی حمایتگر و روابط صمیمانه، قویترین پیشبینیکننده خوشبختی پایدار است (و برعکس، تنهایی و جدایی عاطفی بیشترین افت رضایت را ایجاد میکند).
۳. ریشه خوشبختی بزرگسالی در کجاست؟ (دوران کودکی و مدرسه)
یکی از شگفتانگیزترین یافتههای کلارک و همکارانش این است که اگر بخواهیم بدانیم یک کودک در بزرگسالی خوشبخت میشود یا نه، کدام ویژگی دوران کودکی او بهترین پیشبینیکننده است؟
نمره و پیشرفت تحصیلی؟خیر (کمترین تأثیر را در خوشبختی بزرگسالی دارد، هرچند روی درآمد اثر دارد).
رفتار خوب؟ تا حدی مؤثر است.
سلامت هیجانی و عاطفی کودک (Emotional Health):مهمترین عامل!کودکی که از نظر عاطفی امن، شاد و کماضطراب است، در بزرگسالی بسیار خوشبختتر از کودکی خواهد بود که فقط شاگرد اول مدرسه بوده اما اضطراب داشته است.
۴. نقش مدارس و معلمان
کتاب به نظام آموزشی انتقاد میکند که تمام تمرکزش را روی «نمرات امتحانی» گذاشته است، در حالی که مدارس و معلمان تأثیر شگرفی بر سلامت روان و احساس ارزشمندی کودکان دارند و این اثر تا دهها سال بعد در زندگی آنها باقی میماند.
اگر میخواهیم انسانهای شادتری باشیم (یا فرزندان شادتری تربیت کنیم)، به جای تمرکز افراطی روی پول، مدرک و رقابت، باید روی «سلامت روان»، «مهارتهای عاطفی از کودکی» و «کیفیت روابط انسانی» سرمایهگذاری کنیم.



نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.